السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )

121

ترجمه و شرح نهاية الحكمة ( فارسى )

و ذاك فرس ، و ذلك شجر ، و نحو ذلك ؛ و تارة بأنّ هذا بالفعل و ذاك بالقوّة ، و هذا

--> خارجى ، كه همان وجود است ، هم كثير است و هم واحد ، و به كوتاه سخن ، وجود حقيقتى تشكيكى است . به بيان استاد جوادى آملى ، چهار ركن بايد محقق باشد ، تا تشكيك تحقق پيدا كند ، و در غير اين صورت تواطى مىشود نه تشكيك : 1 - وحدت ، وجود داشته باشد حقيقتا . 2 - كثرت ، وجود داشته باشد حقيقتا . 3 - در متن خارج ، آن وحدت حقيقتا در اين كثرت ظهور داشته باشد . 4 - در خارج ، حقيقتا بازگشت و انطواء اين كثرت در آن وحدت و به آن وحدت باشد . ( ر . ك : شرح حكمت متعاليه ، بخش يكم از جلد ششم ، ص 122 و 123 ) . مسألهء وحدت تشكيكى حقيقت وجود ، به شكلى كه فعلا مطرح است ، و در كتاب‌هايى نظير اسفار ، و شرح منظومه و نهاية الحكمة و مانند آن ملاحظه مىشود ، از زمان صدر المتألهين مطرح شده است ، و در كتاب‌هاى امثال فارابى و بوعلى نشانى از آن نيست . و البته مسألهء وحدت وجود و اينكه وجود يك حقيقت يگانه است ، توسط ابن عربى ( قرن هفتم هجرى ) ، كه سرآمد عرفاى مسلمان است ، مطرح گرديد ، و در حقيقت از آنجا به فلسفه راه يافت . اگرچه عارفان پيش از ابن عربى نيز دم از وحدت مىزدند ، امّا صاحب‌نظران نمىتوانند به طور جزمى ادعا كنند وحدتى كه آنها مطرح مىكردند ، آيا به راستى وحدت وجود است ، يا وحدت شهود . مقصود از وحدت شهود آن است كه عارف با سير مراتب كمال ، به مقامى مىرسد كه غير از خدا چيزى نمىبيند ( رسد آدمى به جايى كه به جز خدا نبيند ) و اين غير از آن است ، كه غير از خدا چيزى وجود ندارد . به عقيدهء استاد مطهرى رحمه اللّه ، كه البته شواهد فراوانى نيز آن را تأييد مىكند ، وحدت وجودى كه در فلسفهء ملّاصدرا مطرح است همان است كه از عرفان آمده و ابتكار ملّا صدرا نيست . ( شرح مبسوط منظومه ، ج 1 ، ص 211 ) . نكتهء ديگر اينكه : طرح مسألهء وحدت وجود در فلسفه ، چنان‌كه گفتيم ، از زمان صدر المتألهين آغاز شده است ، و پيش از او اگر هم چيزى به نام « وحدت » توسط فيلسوفان بيان شده باشد ، وحدت وجود نيست ، بلكه وحدت جهان و وحدت حقيقت است ، با تفسيرهاى مختلفى كه براى « حقيقت » و « واقعيت » شده است .